آمار a تعزیه خوانی در روستای طبس سبزوار
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
نویسندگان
درباره وبلاگ

اگر موفقیت یک نمایش به میزان تاثیری باشد که بر مخاطب می گذارد هیچ نمایشی تا کنون موفق تر از تراژدی جهان اسلام، یعنی تراژدی حسن و حسین نبوده است (سر لوئیز پلی، تعزیه ی حسن و حسین، 1879 ).
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
پخش زنده حرم ها
پخش زنده حرم
امکانات دیگر



تاثیر موسیقی نواحی بر تعزیه

همانگونه قبلا ذکرش رفت، علاوه بر موسیقی ردیف، موسیقی نواحی نیز جایگاه خویش را در آوازهای تعزیه گشود.جهانگیر نصری اشرفی این واقعه را این چنین توصیف می نماید که پس از  گذشت زمان که مشخّص شد  هر مجلس‏تعزیه می‏بایست با کدام لحن آغاز و پایان یابد، لیکن ‏این مسئله در نظر تعزیه‏ خوان‏های خبره و خوش قریحهء نواحی مختلف به عنوان وحی منزل تلقی نگردید.

پس از اینکه ‏مردم مناطق مختلف کشور به جای استفاده ازتعزیه‏ خوان‏های دوره‏ گرد،خود سکّان این هنر را به دست‏ گرفتند،در جهت تطبیق حسّی آوازهای تعزیه،با فرهنگ‏ بومی،مبتکر ابداعات جالب توجهی شدند.آنان فرم‏های‏ شناخته شدهء تعداد قابل توجهّی از مجالس تعزیه را از نظر آوازی به هم ریختند و با تیزهوشی ویژه‏ ای به جای استفاده ‏دستگاه‏هایی که در پایتخت و بالمآل توسط تعزیه‏ خوان‏های‏ دوره‏ گرد مورد استفاده قرار می‏گرفت،دستگاه‏هایی را در مجالس تعزیه دخیل نمودند که از نظر مایگی با موسیقی بومی ‏آنان تطابق و هماهنگی بیشتری داشت.

این موضوع نفوذ حسّی موسیقی تعزیه را در نواحی‏ مختلف افزایش داد و منجر به استقبال وسیع توده ‏ها از این‏ هنر گردید.همین مسئله زمینه‏ ساز و بستر مناسبی گردید تا بعدها بسیاری از مقام‏ها و نغمه ‏های موسیقی بومی بتوانند به  موسیقی تعزیه راه یابند. بنابراین هر منطقه صاحب سبکی شد و فرم های ممتازی در تعزیه ی مناطق مختلف ایجاد گردید که زمینه ساز پذیرش سهل تر دستگاهها و گوشه های موسیقی ردیفی در بین مردم گردید.

در عین حال تعزیه خوانان مناطق کشور در جابجایی دستگاهها و گوشه های موسیقی تعزیه و ساختار سنتی آن راه افراط را نپیمودند. به همین خاطر در کلیه ی اشتلم ها و رجز خوانی ها جایگاه چهارگاه و سه گاه و گوشه های حماسی سایر دستگاهها دست نخورده باقی ماند. نمونه‏ های بی ‏بدیل مرکّب‏خوانی در ده مجلس آغازین ‏اوّلین روزهای ماه محرّم که از روز اول تا روز دهم عاشورا وتعزیهء شام غریبان،هنر و هوشمندی تعزیه ی گرانبها در تغییر دستگاه‏ها و مایگی به هنگام مکالمات و کاربرد صحیح و به جای نغمات را نشان می‏دهد.

 نغمه های بومی محلی، نشسته بر حافظه ی موسیقایی مردم

نصری اشرفی در ادامه ی مقاله ی خود از الحانی بومی نام می برد که تاثیر بسیاری بر تعزیه های مناطق گذارده اند. این الحان سابقه ای بس طولانی داشته و چون با مناسک دینی مذهبی عجین گشته اند به مرور زمان  دلبستگی بسیاری در میان مردم  ایجاد کرده اند.

۱. چاووشی خوانی

بر طبق لغتنامه ی دهخدا اشعاری گفته می شود که چاووش قافله ی زوار می خواند. این واژه ریشه ی ترکی دارد و به معنای نقیب لشکر است. گویا در گذشته و پیش از آنکه چاووشی خوانی آوازی شیعی و مذهبی گردد توسط چاووشی خوانها در رکاب امرا و شاهان خوانده می شده و در ردیف آوازهای ادعیه محسوب می گشته است چرا که آنها به این وسیله برای امرا طلب آرزوی خیر می کرده اند. چاووشی خوانی به تدریج وارد فرهنگ شیعه گردید و تبدیل به سنتی گشت که در آن برای بدرقه ی حجاج و زائرین عتبات عالیات خوانده می شده است.

چاووشی خوانی راه خود را به تعزیه ها نیز گشود و در پاره ای از مجالس تعزیه  به منظور تجلیل از اولیاء و امامان مورد استفاده قرار گرفت. که تعزیه ی امام رضا از آن دسته است.

۲.اذان

قرائت اذان در بسیاری از مجالس تعزیه وجود دارد. این اذانها که متاثر از اذانهای موذنین محلی بوده است نیز در تعزیه ها الحان ویژه ای را پدید آورد که اذان با مایگی بیات ترک در تعزیه ی امام رضا و وفات حضرت زینب از آن جمله است.

۳. درویش خوانی

علاوه بر دراویش که اشعاری با لحن مطبوع از جمله مثنوی مختلف در حقیقت مولای متّقیان و دیگر ائمه و معصومین می‏خواندند و خوانندگان اشعار مذهبی خود طبقه ‏ای را تشکیل می‏دادند و در میان آنها خوانندگان ممتاز وموسیقیدانهای مطلع بودند و اکنون نیز کم و بیش در ایران‏ هستند.این دراویش در آوازهای خود از الحانی استفاده‏می‏نمودند که مأخوذ از برخی نغمات خانقانی و یا مولودخوانی‏ها بوده است.این گونه نغمات را نیز می‏توان‏ در مجلس تعزیهء درویش بیابانی ملاحظه نمود.این آوازها به‏ میزانی اندک با موسیقی دستگاهی ایران نیز آمیزش یافته‏ اند اما قابل تطبیق با آن نیست و بیشتر به عنوان نمونه‏ های ویژه ‏ای از نغمات تعزیه قابل بررسی است

۴. سایر الحان

گروه دوم از آوازهای ‏مذهبی شامل نغماتی هستند که جزئی از موسیقی نواحی‏ محسوب گردیده و رفته‏ رفته در چارچوب ویژهء موسیقی بومی‏ تلقی می‏شود.این گونه آوازها دارای کاربردی دوگانه‏ اند چرا که آوازهای مذکور بخاطر بستر مناسب جهت پذیرش ‏برخی اشعار با موضوعات و مضامین دینی مذهبی جنبهء تقدس ‏آمیز پیدا کرده و در منطقه‏ ای خاص و یا مناطق مختلف‏ از هویت و شخصیّتی جدید که همان مضمون مذهبی و حکیمانه ی آنهاست برخوردار شدند.تعداد این گونه نغمات‏ نیز توسط تعزیه‏ خوان‏ها به موسیقی تعزیه راه یافت بسیار بیشتر از گروه اول هستند.نمونه‏ های این گونه نغمات نیز بسیارند که حقانی‏های دامغان و سبزوار،امیری‏های گیلان‏ و مازندران و مولودخوانی‏های هرمزگان و بیت‏ خوانی‏های‏ خراسان نمونه ی آن است.

مازندران:

در میان انواع موسیقی مذهبی در مازندران، تعزیه،بیشترین ارتباط متقابل با موسیقی منطقه‏ ایجاد کرده است.مقام امیری به عنوان برجسته ‏ترین‏ و مشهورترین مقام رایج در منطقه،در بخش موسیقی‏ آوازی و حتی سازی تعزیه راه یافت و حتی تا دوسوی‏ البرز کشانده شد.

از سوی دیگر برخی از نغمه‏ های منطقه‏ ی کومش‏ (سمنان)،از طریق تعزیه به موسیقی منطقه‏ ی مازندران‏ نفوذ کرد.آوازهایی نظیر نجما،حقانی،محزونی و صنمبر از کومش به موسیقی آوازی مازندران راه یافتند و بتدریج نیز با سازهایی نظیر«للّه وا»(نی چوپانی)و کمانچه اجرا شدند.

طالقان:

موسیقی مذهبی در طالقان،مهمترین موسیقی‏ منطقه است.

در تعزیه ‏ی این منطقه،آوازی موسوم«به کل ‏امیر» که به احتمال برگرفته از امیری مازندران است،در تعزیه،جایگاه ویژه‏ ای دارد.کل‏ امیر،همچین توسط شعرخوانهای طالقان،در بیان احادیث و روایات به کار می‏رود.

نکته‏ ی قابل توجه در مورد ارتباط تعزیه و موسیقی‏ نواحی،در موسیقی ‏سازی نهفته است.بر خلاف مناطق‏ مرکزی شهرنشین که موسیقی تعزیه کاملا مستقل‏ است،در نواحی و مناطقی نظیر مازندران،گیلان، کومش و طالقان،آوازهای منطقه ضمن تأثیر در تعزیه،به مقام‏های سایر  مناطق همجوار نیز وارد شدند.ارتباط عمیق میان ساز و آواز در مناطق‏ یاد شده و سازهایی نظیر انواع نی با بیان غمناک و ویژه‏ اش،به این ارتباط،کمک شایان کرده است.

نفوذ و حضور،حالت‏های مختلفی از تعزیه در ساز و آواز مناطق یاد شده،جنبه‏ ی دیگری از این کنش و ارتباط متقابل است.

 منابع عمده ی این پست:

۱.نصری اشرفی، جهانگیر،"چهارچوب اصلی‏ موسیقی تعزیه‏ موسیقی ردیفی است"،مجله هنر، مقام موسیقایی، ۱۳۷۸

 ۲. بشارتی، محمدجواد،"موسیقی نواحی ایران موسیقی مذهبی‏ تعزیه:نمایشی موسیقایی‏ نگاهی به تعزیه،با تأکید بر موسیقی آوازی"، مجله هنر، مقام موسیقایی، ۱۳۸۳





نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد 1391 ساعت  22:35

شبیه خوانی در خط سیر تطور خویش با تحولاتی روبرو بوده است. اوج تحولات تعزیه به رمان قاجار بر می گردد که دوران شکوه و رواج تعزیه خوانی بود.

بدون شک از عناصر اصلی شبیه خوانی شعر و موسیقی است. به عقیده ی استاد ابوالحسن خان صبا "موسیقی ایرانی در دل تعزیه زنده مانده است" در اینباره منابع موسیقی تعزیه از 2 قسمت تشکیل می گردد. شاهین مهاجری در مقاله ی خود با عنوان موسیقی و تعزیه این دو منبع را به این صورت معرفی می نماید

1.         موسیقی ردیف: از مجموع 175 تعزیه ای که از نقاط مختلف ایران ثبت گردیده است در تمام آنها کلیه ی دستگاهه و ردیف های موسیقی ایرانی مورد استفاده قرار گرفته اند. در این میان نقش بعضی دستگاهها و گوشه ها به دلیل انطباق حسی بیشتر پررنگ تر است. آواز شور، بیات ترک و دشتی در 70 درصد مجالس و همایون کمترین کاربرد را داشته اند

2.         موسیقی نواحی: در کنار موسیقی ردیف که نقش عمده ای در موسیقی تعزیه دارد، موسیقی مقامی نیز در هر ناحیه جای خود را در تعزیه ها حفظ کرده و همین باعث شده است هر ناحیه صاحب سبکی منحصر به فرد باشد

جهانگیر نصری اشرفی(1378) در اهمیت و ضرورت موسیقی در تعزیه می نویسد:

 باید گفت،اساسا پیش از آنکه تعزیه از ویژگی‏ها و شگردهای نمایشی سود برد،مضامین آن بصورت شعر و آواز بیان می‏شد. نگاه به تاریخ پیدایش آیین‏های شیعی، به خصوص آوازهای مذهبی ایرانیان در مراسم و مکانهای ‏مختلف بر این مسئله دلالت دارد. روضه‏ خوانها، نوحه‏ خوانها،مرثیه‏ خوان‏ها،دراویش دوره ‏گرد و مولودخوانها اولین کسانی هستند که بدون کمک ابزار و ادوات موسیقی، برای مردم کوچه و بازار آوازهایی را در مدح اولیا و انبیاء می‏خوانده ‏اند-نعت ‏خوانی در افغانستان، خراسان و بخشهایی از هرمزگان رایج بوده است.

بازبینی و مرور نسخ قدیمی آشکار می‏سازد که در ابتدای‏ رواج تعزیه،آوازه ‏خوانان برجسته در برابر هم قرار گرفته و تقریبا به گونه‏ای صامت اشعار و دیالوگ‏های مربوط به تعزیه ‏را آواز می‏داده ‏اند.این روش در آغاز ظهور این هنر و قبل از یافتن فرم‏های پیچیده ‏تر امری منطقی است.

حضور صاحب نام ترین آوازه ‏خوانان در پایتخت و جذب ‏آنان جهت اجرای تعزیه تأکید مجدّدی بر این موضوع است‏ که در ابتدای امر لحن خوش و آواز، مقدّم بر هنر نمایش در تعزیه بوده است و این هنر در سیر تکاملی خود رفته رفته از جنبه ‏های متعالی‏ تر نمایش و ملزومات آن برخوردار گردیده است .باید گفت،تقریبا ما فاقد هر گونه منبع و سندی هستیم که ‏بتواند به گونه‏ای شفّاف و صریح،فرم اجرایی و آوازی‏ ابتدایی ‏ترین اشکال و نوع آوازهای عزاداران شیعیان در دوره ی صفویه را،روشن سازد. حتی سفرنامه‏ نویسان این دوره نیز به غیر از اشارات مختصری که بطور کلّی درباره ی دسته ‏ها و گروه‏های عزاداری داشته‏ اند، هیچگاه از تعزیه و شبیه‏ خوانی ‏به مفهومی که امروزه از آن تعریف شده است سخنی به میان‏ نیاورده ‏اند.

 

اما در مورد تاریخچه ی استفاده از ردیف در موسیقی تعزیه،  شاهین مهاجر به نقل از علی اکبر خرم از جناب قزوینی نام می برد. حاج ملا عبدالکریم معروف به جناب قزوینی ، تعزیه خوان مشهور دوره قاجار که در ردیف شاگرد آقاجان ساوه ای و در شبیه خوانی شاگرد حسن قزوینی بود، در تعزیه خوانی ابتکاراتی به خرج داد. تا پیش از وی تعزیه ها به صورت قرآنی خوانده می شد. اما جناب قزوینی برای هر شخصیت یک مقام موسیقی به کار گرفت. مهمترین شاگرد جناب قزوینی اقبال آذر است.

    درموسیقی اصیل ایرانی ، دوازده ردیف وجود دارد که متشکل است از هفت دستگاه و پنج آواز موسیقیایی است . این دوازده ردیف عبارتند از:

· دستگاه شور

· آواز ابوعطا

· آواز افشاری

· آواز بیات ترک (بیات زند)

· آواز دشتی

· دستگاه همایون

· آواز بیات اصفهان

· دستگاه سه گاه

· دستگاه چهارگاه

· دستگاه ماهور

· دستگاه راست پنجگاه

· دستگاه نوا

 

البته این ردیفها و دستگاههای به فراخور حس و حال صحنه و شخصیت به کار گرفته می شده اند. بدین گونه که مثلا در صحنه های حماسی چهارگاه و همایون و در صحنه های سوزناک شور،  سه گاه و دشتی خوانده می شدند. شخصیتها نیز آوازهای خود را داشتند. لیکن به عقیده ی علی بلوکباشی(1381) اینگونه نبوده است که حضرت عباس که دستگاه غالبش چهارگاه است در همین دستگاه تنها بخواند. وی در صحنه ی مختلف به فراخور موقعیت و داستان شور، سه گاه، ابوعطا و دشتی نیز می خواند. حر نیز به همینگونه است. اینکه گفته می شود حر در نوا می خواند، اینگونه نیست که از سایر گوشه ها و دستگاهها استفاده نکند.

متاسفانه تا کنون کار جدی و اساسی در مورد موسیقی تعزیه انجام نشده است. در این باره تنها می توان مرحوم محمد تقی مسعودیه، پژوهشگر موسیقی دان راا نام برد که برای اولین بار مجالس تعزیه ی" شهادت امام حسین" و نیز تعزیه ی "هفتاد و دوتن" را با روش علمی  آوا نگاری نمود و آوازهای آنها را به کمک مجید کیانی با ردیف موسیقی سنتی ایران سنجید و مقام‏ها، گوشه‏ها و لحن‏های آنها را مشخص و تعیین کرد.متاسفانه مرگ به این پژوهشگر پیشرو اجازه نداد که این کار علمی ارزشمند خود را ادامه دهد. مشروح این پژوهش در کتاب دو جلدی اش "موسیقی مذهبی ایران" که توسط انتشارات سروش در سال 1368 چاپ گردیده، از وی به یادگار مانده است.

منابع عمده ی این پست:

۱. مهاجری، شاهین، "موسیقی و تعزیه"، مجله فردوسی، ۱۳۸۲

۲. نصری اشرفی، جهانگیر، "چهارچوب اصلی‏ موسیقی تعزیه ‏موسیقی ردیفی است" ، مجله هنر، مقام موسیقایی، ۱۳۷۸

۳. بلوکباشی، علی، "فراز و فرود نمایش قدسیانه تعزیه‏ در فرایند تحولات‏ اجتماعی،فرهنگی و اقتصادی جامعه ایرانی" ، کتاب ماه هنر، ۱۳۸۱

۴. شاغلی، جعفر، میراسماعیلی، مصطفی، "تعزیه خوانی و صنعت توریسم"، ۱۳۸۸

 





نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد 1391 ساعت  22:10
پیرو درخواست دوست عزیز جناب آقای مهدی حاتمی از سیرجان، اطلاعیه ی تعزیه ی روستای کران سیرجان در این وبلاگ نمایش داده خواهد شد.

البته از آنجا که این وبلاگ در صفحه ی اصلی تنها اطلاعیه های تعزیه در روستای طبس سبزوار را منتشر می کند تصمیم بر آن گرفته شد صفحه ای جداگانه به اطلاعیه های دوستان اختصاص داده شود.

برای دیدن اطلاعیه ی تعزیه در روستای کران سیرجان به ادامه بروید

ادامه...





نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1391 ساعت  15:12

مراسم علم کشان قبل از اذان مغرب و عشا شب اول ماه محرم الحرام آغاز می شود. علم چوبی است به اندازه  7تا10متر که پارچه ای سیاه بر دور آن می کشند. چاووشی خوانان روستا ذکر مصائب ائمه اطهار به ویژه اباعبدالله الحسین (ع) را می خوانند.

کسانی که حاجتی دارند پارچه ای را می آورند تا به سر علم بسته شود. شمشیرکی سه شاخه بر سر علم بسته شده و پارچه های رنگی نذری بردورآن می بندند. بالای شمشیرک فلشی است به سمت آسمان که بر هر شاخه سیب سرخ رنگی قرار می گیرد و در پایان حسین حسین گویان علم از زمین بلند می شود وبر دوش مردان زحمت کش روستاحرکت داده می شود تا در جایگاه هر ساله خویش قرار گیرد. با سلام و صلوات علم را می آورند و در گودالی کنده شده به عمق یک مترقرار می دهند تا برافراشته شود.

اولین علم جلو درب مسجد جامع روستا وبه اصطلاح در درب قلعه پایین نصب می شود مردم سرها را بالا می گیرند بر بالای آن می نگرند در این بین صدای یا حسین (ع) یا ابوالفضل(ع) هم که از ته دل مردمان روستا بلند می شود شنیده می شود.بعد از قرارگرفتن علم مردم دستی بر سیاهی پارچه کشیده و به صورت می مالند و صلوات می فرستند.  دسته بعدی علم دوم را که در سر بالایی مسجد و جایگاه تعزیه خوانی است، به سر آب توت یا پای چنار علم کشان می کنند و سومین علم هم به اصطلاح در درب قلعه بالا و جلو منزل یکی از سادات قرار می گیرد.

در گذشته به دلیل نبود رسانه های گروهی یا تقویم، بزرگان به این شکل و نشانه اعلام می کردند که ماه محرم آمده است تا مردم خود را برای عزاداری امام حسین (ع) آماده کنند. در آن زمان علم ها بهترین نشانه ها برای آگاهی مردم از آمدن این ماه بوده اند و بدین شکل چهره روستا هم تغییر پیدا می کرده و حتی نوع پوشش و گویش خود مردم هم تغییر می کرده است اما حال با توجه به تغییر زمانه و کنجکاوی بعضی ها سوال پیش می آید که چرا باید متراژ چوب های علم 7 تا 10 متر باشد و یا چرا بر سر علم سیب می گذارند و چرا میوه های دیگری قرار نمی دهند؟ در جواب این سوال می گویند : از آن جایی که سیب میوه ای بهشتی و متعلق به امام حسین (ع) است در بیشتر مراسم تعزیه خوانی از آن به عنوان یک نماد استفاده می کنند. مثلا در شبیه خوانی وقتی حضرت عزرائیل می خواهد قبض روح کند سیبی خوش رنگ و قرمز را جلوی بینی نقش پوش نگه می دارد تا بدین وسیله با دنیا وداع کند و معلوم می شود که بهشتی است و یا در چاووشی خوانی ها هم می خوانند : "ز تربت شهدا بوی سیب می آید و ..."معمولا ما انسان ها وقتی حاجتی داریم به آسمان می نگریم واز ته دل ای خدا می گوییم و بر این باوریم که خداوندگار درآسمان هاست و شاید اگر متراژچوب علم به بلندای 10 متراست و سیب ها بر شمشیرک قرار می گیرد به این خاطربوده که مردم می خواستند فاصله خود را با خدایشان نزدیکتر کنند و امام مظلومشان را هم واسطه قرار می دهند تا حاجت بگیرند ونذوراتشان مقبول شود.

اگر قدم در روستا بزنیم و مسیر علم ها را دنبال کنیم مشخص می شود که علم ها به فاصله معینی قرار گرفته که هیات های زنجیرزنی و سینه زنی در این مسیرحرکت می کنند.در شب تاسوعا و عاشورا هیات سینه زنی به دور این علم ها حلقه می زنند و با نوایی سوزناک می خوانند که :

این علم از کیست که بی صاحب است

گروه بعدی پاسخ می دهند:

این علم مال بنی هاشم است

وباز گروه اول می خوانند:صاحب او رفته به شط فرات

و گروه دوم :سکینه گفت آه عموالفراق

وقتی هیات از جلو مسجد حرکت می کند و به علم ها می رسد این اشعار را تکرار می کنندو سینه می زنند دراصل قداست این علم ها به خاطر یا حسین ویا ابوالفضل هایی است که سال ها پیش گذشتگان بر آن می خوانند وامروز جوانان با شور و اشتیاق سنت را احیا می کنند ومیراث دار آئین های خویشند.





نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1391 ساعت  13:40

روستای طبس سبزوار از آن جمله روستاهائی ست که در زمینه مسائل فرهنگی مذهبی پیشینه ی خوبی دارد چرا که مردم این روستا اعتقادات خاص مذهبی را دنبال می کنند . به عنوان مثال می توان به هنر والای تعزیه خوانی در این روستا  که زبانزد خاص و عام است و قدمت دیرینه دارد اشاره نمود . در شهرستان سبزوار کمتر روستائی را می توان یافت که ایام محرم و صفر مجالس تعزیه غریب را بخوانند و یا حتی از روز اول محرم نمایش تعزیه را اجرا کنند اما عشق و ارادت عاشقان و ذاکران اهلبیت (ع ) تاکنون با افتخار بیرق حسینی را برافراشته و این مشعل پر فروغ را هر ساله فروزان تر می کند.

نمایش تعزیه خوانی در روستای ما از جایگاه ویژه ای برخوردار است و به لطف خدا هنوز اصالت و سنت خود را پاس داشته و ذاکران ، تعزیه را برای تعزیه اجرا می کنند ولا غیر

اگر به طور کلی خواسته باشیم به تعزیه بنگریم متوجه خواهیم شد مستمعین تعزیه امروز با تعداد انگشت شماری از مجالس تعزیه آشنائی دارند حتی به جرات می توان گفت بعضی از تعزیه خوانان فعلی و آنهائی که مراتب استادی خود را توسط عده ای تاجر در تبلیغات و بیلبرد ها و بنرها اخذ می کنند و صرف بزرگنمائی برای جلب مخاطب کارها می کنند با کمتر مجلس غریب آشنائی دارند و یا حتی اگر هم شناخت داشته باشند سراغ آن نمی روند چرا که به اصطلاح ، بانی متضرر خواهد شد و هزینه اساتید نه تنها تامین نمیشود بلکه بانی محترم هم دستش خالی خواهد ماند ، بماند.......

حقیر وقتی چشمانم را به روی دنیا باز کردم علم هائی را در روستا برافراشته دیدم که در جاهای مختلف روستا روئیده بود علم درب قلعه پائین در جلو مسجد ، علم بالای گودال قتلگاه معروف به علم سید احمد علی ، علم درب قلعه بالا معروف به علم آقای اصغر و وقتی گوشهایم یارای شنیدن گرفت صوت حسین حسین بعد از اذان صبح از منزل مرحوم آقای اصغر و صدای دلنشین شبیه خوانان بعد از نماز ظهر از گودال قتلگاه و صدای نوحه های دلخون ، جودی ، محتشم کاشانی و... بعد از نماز مغرب از مسجد را به کرات شنیده ام.

شبیه خوانی روستای ما با مجلس سعید طفل فروش شروع میشد ، قانیا سلطان ارمن را دوم میخواندیم ، طفلان زینب را و ... ( مابقی درپست قبلی) تا اینکه به مجلس غارت خیمه ها می رسیدم و بعد از آن جمعه های هر هفته تا روز اربعین را مجالس غریب می خواندیم : مجلس مرغان ، دره الصدف ، دیر راهب ، عبدالله ابن عفیف ، صالح یهودی ، وفات حضرت رقیه (س)  روز اربعین مجلس ورود اهلبیت (ع) به مدینه و ده روز آخر را غیر از مناسبت های روز مثل رحلت جناب پیغمبر(ص) ، شهادت امام حسن مجتبی (ع) ، شهادت امام رضا(ع) مجالس شاهزاده جعفر، شاهزاده حسین اصغر،مجلس ورود اهلبیت به شام ، حمزه سید الشهدا، شصت بستن دیو ، احمد سفاح ،یزدجرد می خواندیم و یک هفته بعد از شهادت امام رضا (ع) هم مجلس شاهچراغ.

البته یکسال هم رکورد را شکستیم و شصت روز محرم و صفر را شبیه خواندیم و آنهم پنجاه مجلس غریب

وقتی می خواستیم برادران ابالفضل (ع) یا مختار ابن ابی عبیده ثقفی را بخوانیم از ذاکران روستاهای اطراف هم کمک می گرفتیم هیچگاه یاد نمیدهم که مستمع پای مجلس کم نشسته باشد با اینکه آنزمان صوت و تجهیزات فعلی هم نبود . تعزیه برای مردم درس بود و حتی گاهی اگر قسمتی از مجلس را به دلیل کمبود زمان حذف می کردیم با اعتراض مستمع روبرو می شدیم و مستمع خوب شبیه را می شناخت (البته نا گفته نماند مجالس روستای ما از لحاظ روائی بسیار با تاریخ نزدیک است)

الغرض گفتیم مجالس غریب و گفتیم تعزیه خوانی در روستای طبس و باز گفتیم تعزیه برای تعزیه ،






نوشته شده در شنبه بیستم خرداد 1391 ساعت  20:33

در محرمی که گذشت یعنی محرم سال 90 شمسی، گروه اکثرا جوان از نسل حاضر تعزیه ی روستای ما مانند هرسال و بر اساس سنتی دیرین، به برگزاری مراسم شبیه خوانی مبادرت ورزیدند.

از روز اول محرم تا 11 همین ماه هر روز تعزیه های مختلفی خوانده شد.

محرم امسال نقطه عطفی در برگزاری مراسم شبیه خوانی روستای طبس سبزوار بود، چرا که گروه به طور منسجم تر و هماهنگ تر گرد هم جمع گردیدند و تعداذی از بچه ها که به دلایل مختلف چند سالی از این وادی دور شده بودند با پشت سر گذاردن موانع و انرژی مضاعف باز در جمع بچه های تعزیه حاضر شدند.

طبق معمول هرساله آنها که اداره ای بودند و مرخصی گرفتند و آنها که کار آزاد داشتند یا کار خود را تعطیل کردند و یا با یاری دیگر اعضای خانواده شان در پر نمودن جای آنها در محل کار، این مدت را به سرانجام رساندند.

البته برف و بوران شدید در محرم امسال می رفت که عرصه را به بچه ها تنگ نماید، چرا که اکثرا بایستی هر روز مسیر کوهستانی و برف گیر سبزوار تا روستا را پیموده و در انتها دوباره به سبزوار برگردند، لیکن با یاری خدا و امام حسین و نیروی عشق بچه ها، این مشکل هموار و بدون یک روز تعطیلی، تعزیه خوانی دهه انجام شد.

تعزیه هایی که امسال خوانده شد از این قرارند:

روز اول: طفل فروش

روز دوم: عالم ذر به انضمام مشق شمشیر علی اکبر

روز سوم: حجه الوداع

روز چهارم: کودکی حبیب ابن مظاهر

روز پنجم: شهادت حر

*مجلس شهادت حر: حر: علی اکبر طبسی، پسر حر: سجاد طبسی

روز ششم: شهادت وهب

*مجلس شهادت وهب، وهب: علی اکبر طبسی، مادر: مهدی طبسی

روز هفتم: شهادت مسلم

*مجلس شهادت مسلم؛ ابن زیاد: ابوالفضل طبسی، هانی: مهدی طبسی

*مجلس شهادت مسلم؛ مسلم: علی اکبر طبسی، محمد هانی:سجاد طبسی

روز هشتم: شهادت علی اکبر

*مجلس شهادت علی اکبر؛ علی اکبر:مهدی طبسی، زینب: حاج علی خراسانی، امام: سید ابوالقاسم مختاری

*مجلس شهادت علی اکبر؛ علی اکبر: مهدی طبسی، ام لیلا: محمد شنوایی

*مجلس شهادت علی اکبر؛ منقذ: امیر حسین مرادی شمر: ابوالفضل طبسی

روز نهم: شهادت حضرت عباس ع

* مجلس شهادت حضرت عباس؛ عباس: علی اکبر طبسی، علی اکبر: محمد شنوایی

مجلس شهادت حضرت عباس؛ عباس: علی اکبر طبسی

*مجلس شهادت حضرت عباس؛ حکیم ابن طفیل: محسن مرگانی، شمر: ابوالفضل طبسی، عمر ابن حجاج: مهدی کریمی فرد، یزید ابن رقاد: یونس طبسی، حرمله: رضا طبسی

روز دهم: مقتل یا شهادت امام حسین ع

مجلس مقتل؛ امام حسین: سید علی اصغر مختاری، حضرت زینب: علی اکبر طبسی

روز یازدهم: عصر عاشورا

*مجلس عصر عاشورا؛ امام سجاد: سید ابوالقاسم مختاری، شمر: مهدی مشیرزاده

مجلس عصر عاشورا: ساربان: ابوالفضل طبسی، بجدل: محمد شنوایی


متاسفانه از مجالس روز اول و تا چهارم موفق به تهیه ی عکس نشدم با اینحال از تمامی مجالس فوق الذکر فیلم نیز تهیه و در اختیار تعزیه دوستان قرار داده شد. خلاصه ای از فیلمهای موجود تعزیه های دهه و تعزیه هایی که بعدا خوانده شد بدین قرار است:

برای دانلود کلیک کنید







نوشته شده در شنبه بیستم خرداد 1391 ساعت  16:44

در ادامه ی بحثهای سلسله واری که در وبلاگ شخصی اینجانب دنبال شد، بحث بدینجا رسید که اساتید تعزیه بایستی همپای بانیان در اجرای این هنر آئینی مشارکت  و خود مبادرت به فرهنگ سازی نمایند. در این میان بحث شد که تعزیه لزوما نیازمند اسب و تجهیزات آنچنانی نیست و تعزیه خوانی نواحی به همین شکل تا کنون به راه خویش ادامه داده و در پاسداشت نمایش ملی ایرانی کوشیده است.

در ادامه چنین سخن رفت که باید از یکسان سازی مجالس همه ی مناطق جلوگیری کرد. چرا که هرناحیه و هر منطقه سبکهای خاص خود را دارد که فرهنگ آن منطقه را ساخته است و توجه به یک سبک خاص در کشور، بسیاری از ذخایر هنری آئینی ما را نابود خواهد کرد.

ذکر چند نکته در مورد تعزیه لازم است که جلوی هرگونه بهانه جویی را به منظور پرداختن به مجالس مهجور مانده بگیرد.

دیشب در برنامه ی مجله ی تئاتر، پانته آ بهرام از مشکلات تئاتر کشور می گفت. مجری از وی می پرسید چگونه وی حاضر می شود قرارداد سفید امضاء نماید؟ آنهم زمانی که هیچ ضمانتی برای اجرا نیست و وی اظهار می داشت هر چند این موانع وجود  دارد اما بعضی کارها(به علت متن خوب یا کارگردان بزرگ) ارزش این ریسک را دارد.

حال شما تصور کنید برای اجرای یک تئاتر، گروههای تئاتری بایستی از چه موانعی بگذرند. از گرفتن مجوز برای متن گرفته تا برای اجرا، از مشکلات سالن تئاتر اعم از در نوبت ماندن و مشکلات نور و صدا و گرفته تا مشکل تبلیغات و تراکت و هزینه های بالای اینکار.

ممکن است شما ماهها بر روی متنی کار کنید اما به ناگهان با عوض شدن یک مسئول آن متن توقیف شده و کار بخوابد و...

حال تحت این شرایط سخت، تعزیه بسیاری از این چالشها را پیش رو ندارد. برگزاری یک مجلس تعزیه نیاز به مجوز خاصی ندارد و در بسیاری جاها اصلا مجوزی لازم نیست. تعزیه هایی که به کرات خوانده می شوند نیاز به تمرینهای سخت یک تئاتر ندارند. مشکل سالن و... موجود نیست که در یک میدانگاه این کار انجام می شود. باید سالها بگذرد تا وسایل صحنه فرسوده شده وخرید  وسایل جدید الزام گردد. احتمال توقیف شدن یک مجلس تعزیه صفر است و مستمعین نیز حتما به جایگاه و صندلی و تهویه ی خوب و... نیاز ندارند و انتظار آن را نیز حتی.

حال با این فرصتهای منحصر به فردی که در اختیار گروههای تعزیه است، آیا نباید گاهی تعزیه خوانان و به ویژه  اساتید مانند پانته آ بهرام قرارداد سفید امضا نمایند و برای زنده نگاه داشتن تمامی زوایای تعزیه کمی هم از دل خویش مایه بگذارند؟





نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد 1391 ساعت  11:54

به یاری ایزد منان و به لطف او فرصتی به این بنده ی حقیر دست داد تا در کنار سایر دوستان به ویژه آقای ابوالفضل طبسی که خود این وبلاگ را تاسیس کرده اند به تعزیه خوانی به طور کلی و تعزیه خوانی در روستای طبس سبزوار به طور اخص بپردازم.

در این مهم یاری دوستان و دلسوزان تعزیه، چه هموطنان و چه همشهریان عزیز به منظور غنای دانش و معرفت ما راجع به این هنر آئینی و نیز کمک به توسعه و انجام هر چه بهتر آن، بسیار سودمند و قابل امتنان است.

امید می رود با مطالب و بحثهای مفیدی که قرار است در این وبلاگ دنبال کنیم بتوانیم دین خود را ولو کوچک به آئین مذهبی ادا کرده باشیم.





نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد 1391 ساعت  17:39